به گزارش مشرق، از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی بر متجاوزان تحمیل شد. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرد و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخت.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانه های انگلیسی
خبرگزاری آسوشیتد پرس گزارش داد که یک شناور تجاری ایرانی بامداد یکشنبه در نزدیکی جزیره قشم در تنگه هرمز هدف اصابت قرار گرفت و در پی آن یک نفر شهید و چند تن مجروح شدند. فرماندار قشم با محکوم کردن این اقدام، آن را به «دشمن تروریست» نسبت داد و اعلام کرد که هویت پرتابه هنوز مشخص نشده است. مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا نیز از اصابت پرتابه به یک شناور دیگر و وقوع آتشسوزی در آن خبر داد. تاکنون ارتش آمریکا که پیشتر شناورهای ایرانی را هدف قرار داده، درباره این حادثه اظهارنظری نکرده است.
آسوشیتد پرس میافزاید که این حادثه یک روز پیش از نشست برنامهریزیشده ایران با کشورهای منطقه درباره مدیریت تنگه هرمز رخ داده است. مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، با تأکید بر اینکه «ملت ما را نمیتوان با قلدری به تسلیم واداشت و ایران تسلیم نخواهد شد»، تصریح کرد که بازگشایی این آبراه منوط به پایان محاصره آمریکا است. بر اساس این گزارش، قرار است وزرای خارجه کشورهای منطقه روز دوشنبه درباره تلاشهای ایران و عمان برای مدیریت تردد در تنگه هرمز گفتگو کنند، اما بحرین اعلام کرده به دلیل نداشتن روابط دیپلماتیک با تهران در این نشست شرکت نخواهد کرد.
این گزارش خاطرنشان میسازد که پیشروی اخیر انصارالله یمن در تنگه بابالمندب نیز به فشار بر مسیرهای جایگزین کشتیرانی افزوده و قیمت جهانی نفت و گاز را به شدت بالا برده است. اسفندیار باتمانقلیچ، تحلیلگر اقتصادی، معتقد است عمان امیدوار است با جلب حمایت منطقهای از توافق خود با ایران، واشنگتن را وادار کند بپذیرد که آینده تنگه هرمز باید توسط کشورهای منطقه تعیین شود.
شبکه سیانان در گزارشی به قابلیت بقای بازار نفت در برابر یک جنگ طولانیمدت با ایران پرداخت. بر اساس این گزارش، با وجود هزینه سنگین نزدیک به ۸۰۰ دلار برای هر خانوار آمریکایی از آغاز جنگ، بازار نفت توانسته با سه راهکار اصلی دوام بیاورد: نخست، دور زدن تنگه هرمز از طریق خطوط لوله عربستان و اسکورت مخفیانه ناوگان نفتکش توسط ارتش آمریکا و افزایش تولید نفت در آمریکا، ونزوئلا، برزیل، گویان و کانادا به میزان دو میلیون بشکه در روز؛ دوم، کاهش مصرف ذخایر راهبردی که کمتر از حد انتظار بوده؛ و سوم، کاهش پنج میلیون بشکهای تقاضای جهانی به دلیل تغییر الگوهای مصرف و جایگزینی خودروهای برقی.
ناتاشا کانوا، تحلیلگر ارشد جیپی مورگان، معتقد است این تعادل جدید میتواند برای مدت طولانی حفظ شود و در سناریوی «جنگ ابدی»، قیمت نفت حدود ۸۷ دلار تثبیت خواهد شد. اما باب مکنالی از گروه انرژی راپیدان با پیشبینی قیمت ۸۹ دلاری، هشدار میدهد که «بازگشت کامل تنگه هرمز را متصور نیستیم و جنگ ابدی، رونق قیمت نفت و گاز را تسریع خواهد کرد.»
سیانان میافزاید که ذخایر نفت آمریکا و چین در حال کاهش است و پایگاه کوشینگ اوکلاهاما در ژوئیه به حداقل عملیاتی رسید. هلیما کرافت از بازارهای سرمایه آربیسی تأکید میکند: «این دست نامرئی بازار نیست، ارتش است که راهی پیدا میکند. آیا ما برای همیشه در حال ارائه خدمات اسکورت خواهیم بود؟ این بار سنگینی است.» وی جنگ را در وضعیت «مناقشه منطقه خاکستری» با تشدیدهای مقطعی توصیف میکند. در نهایت، سیانان با اشاره به پیشبینی دولت آمریکا درباره «محدود ماندن» صادرات نفت از تنگه هرمز تا پایان سال، نتیجه میگیرد که بازار نفت «به وضعیت عادی جدیدی متشکل از مناقشه حلنشده و ریسک دریایی پایدار» عادت کرده است.
رسانه های عربی
الجزیره در گزارشی نوشت: پس از پیشروی حوثیها در بخشهایی از ساحل غربی یمن و رسیدن آنها به منطقه راهبردی بابالمندب، نبرد در جبهههای لحج و مأرب شدت گرفته و میتواند مرحله تازهای در جنگ یمن رقم بزند.
این گزارش توضیح می دهد: لحج؛ خط دفاع عدن: درگیریها در مرزهای شهرستان المضاربه در لحج افزایش یافته است. موقعیت این منطقه در مجاورت بابالمندب و نزدیکی آن به عدن، نگرانیهایی درباره تلاش حوثیها برای حرکت به سمت عدن ایجاد کرده است. لحج دروازه شمالی و غربی عدن و محل استقرار پایگاه مهم هوایی العند است.
الجزیره اضافه می کند: مأرب؛ نفت و گاز: حوثیها حملات خود را از جبهههای جنوبی، غربی و شمالی مأرب افزایش دادهاند تا این شهر نفتخیز و یکی از مهمترین پایگاههای دولت(مستعفی وتحت حمایت سعودی) یمن را تصرف کنند. مأرب همچنین مانعی در برابر حرکت حوثیها به سوی مناطق شرقی، بهویژه حضرموت، محسوب میشود. نیروهای دولتی نیز با حملات هوایی و عملیات زمینی، مواضع و خطوط تدارکاتی حوثیها را هدف قرار دادهاند. بنابراین، فشار همزمان در لحج و مأرب نشاندهنده تلاش حوثیها برای گشودن محورهای جدید و تغییر موازنه میدانی است.
المیادین در مقاله ای نوشت: کنترل تنگههای هرمز و بابالمندب، به دلیل نقش حیاتی آنها در تجارت و انتقال انرژی، همواره یکی از پایههای قدرت جهانی بوده و ایران پس از انقلاب اسلامی و انصارالله یمن از اهمیت راهبردی این دو تنگه آگاه شدند و آن را ابزاری برای تحقق حاکمیت، استقلال و مقابله با نفوذ آمریکا و اسرائیل دانستند.
نویسنده تأکید می کند ایران در فوریه ۲۰۲۶ کنترل هرمز و صنعاء در سپتامبر ۲۰۲۶ کنترل بابالمندب را تکمیل کردهاند؛ تحولی که به باور او نشانه تغییر موازنه قدرت در غرب آسیاست.
مقاله در ادامه، کاهش توان آمریکا برای بازگرداندن کنترل این مسیرها و شکست مسیرهای جایگزین انرژی بررسی کرده و از پیامدهای اقتصادی این تحولات، از جمله افزایش قیمت نفت، سخن میگوید. نویسنده معتقد است مصر نیز میتواند با بهرهگیری از کانال سوئز به ائتلاف کشورهای صاحب گذرگاهها بپیوندد. در نهایت، مقاله خواستار شکلگیری نظام امنیتی منطقهای مستقل از سلطه آمریکا و مبتنی بر منافع کشورهای غرب آسیا است.
رأی الیوم در مقاله ای با بررسی تحولات سریع در ساحل غربی یمن و گسترش نفوذ انصارالله تا نزدیکی شهر راهبردی المخا و بابالمندب، به دلایل مخالفت دونالد ترامپ با درخواست عربستان برای مداخله نظامی مستقیم علیه حوثیها میپردازد. نویسنده معتقد است واشنگتن از تکرار جنگهای طولانی و نامشخص در یمن پرهیز میکند، زیرا توان موشکی و پهپادی انصارالله میتواند به تأسیسات انرژی و کشورهای منطقه آسیب زده و درگیری را به جنگی گسترده تبدیل کند.
از نگاه مقاله، سیاست «اول آمریکا»، تمرکز بر ایران و امنیت تنگه هرمز، و فشار اقتصادی به جای جنگ مستقیم نیز در تصمیم ترامپ مؤثر است. همچنین آمریکا نگران است درگیری در یمن فرصت بیشتری برای چین و روسیه در دریای سرخ ایجاد کند. نویسنده تأکید میکند جغرافیای ساحلی، موشکها، پهپادها و مینهای دریایی، حمله هوایی را پرهزینه و فاقد تضمین پیروزی کردهاند. بنابراین، عقبنشینی آمریکا پیامی به ریاض و دولت یمن است که باید بر توانمندیهای داخلی، همکاری منطقهای و مذاکره تکیه کنند.
رسانه های روسیه و چین
ایزوستیا در گزارشی با عنوان «چند موشک برای ایران باقی مانده است و این موشکها چند روز دوام خواهند آورد؟» به بررسی توان موشکی ایران و هزینههای فزاینده جنگ برای آمریکا پرداخته است.
این گزارش با وجود ادعای واشنگتن درباره تضعیف توان نظامی ایران، ادامه حملات موشکی تهران به اهداف آمریکایی و افزایش فشار بر کشتیرانی در تنگه هرمز را نشانه تداوم ظرفیت عملیاتی ایران میداند.
دیمیتری کورنف، کارشناس نظامی روس، ذخایر موشکهای بالستیک و ضدکشتی ایران را با توجه به میزان مصرف و انواع تسلیحات، حدود ۲۰۰ تا ۴۰۰ فروند برآورد کرده و معتقد است این ذخایر میتواند امکان ادامه حملات را برای چند ماه فراهم کند. از نگاه او، چنین وضعیتی با هدف دولت دونالد ترامپ برای پایان سریع جنگ در تضاد است و میتواند درگیری را به جنگی فرسایشی تبدیل کند.
ایزوستیا در ادامه، تنگه هرمز را یکی از مهمترین اهرمهای فشار ایران معرفی میکند. تشدید تنش در این آبراه باعث افزایش نگرانی در بازار انرژی شده و قیمت نفت برنت در معاملات آسیایی به نزدیکی ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسیده است.
گزارش تأکید میکند هزینه جنگ برای آمریکا تنها به عرصه ژئوپلیتیک محدود نیست و ابعاد نظامی و اقتصادی نیز پیدا کرده است. استقرار گسترده سامانههای پدافندی آمریکا، از جمله پاتریوت در اردن، هزینه سنگینی ایجاد میکند.
بر اساس این گزارش، در رویه معمول ممکن است برای مقابله با هر موشک بالستیک، دو موشک رهگیر شلیک شود. با احتساب قیمت تقریبی ۴ میلیون دلار برای هر موشک رهگیر MIM-104، هزینه مقابله با یک موج موشکی میتواند به صدها میلیون دلار برسد.
ایزوستیا نتیجه میگیرد که اختلاف هزینه میان موشکهای تهاجمی ایران و رهگیرهای آمریکایی، در صورت طولانیشدن جنگ، فشار اقتصادی قابل توجهی بر واشنگتن وارد میکند و تهدید علیه کشتیرانی در هرمز نیز میتواند هزینه ادامه جنگ را برای آمریکا افزایش دهد.
گلوبال تایمز در یادداشتی با عنوان «چرا تنگه هرمز نمیتواند چین را به زانو درآورد؟» نوشته است بحران هرمز، با وجود اهمیت این آبراه برای بازار جهانی انرژی، آسیبپذیری چین را در برابر اختلال در واردات نفت به اندازه بسیاری از اقتصادهای آسیایی افزایش نداده است.
نویسنده تأکید میکند چین طی دو دهه گذشته با ایجاد ذخایر راهبردی، متنوعسازی منابع و مسیرهای انتقال انرژی، افزایش تولید داخلی و توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، خود را برای چنین شوکهایی آماده کرده است.
بر اساس این گزارش، چین تا دسامبر ۲۰۲۵ حدود ۱.۴ میلیارد بشکه ذخیره نفت داشته که معادل ۱۴۰ تا ۱۸۰ روز پوشش واردات خالص است؛ رقمی بالاتر از معیار ۹۰روزه آژانس بینالمللی انرژی. پس از آغاز بحران هرمز، پکن بخشی از ذخایر تجاری خود را مصرف کرد، اما ذخایر ملی راهبردی عمدتاً دستنخورده باقی ماند.
گلوبال تایمز، تنوع جغرافیایی واردات نفت را عامل مهم دیگری میداند. چین نفت را از خاورمیانه، روسیه، آسیای مرکزی، آفریقا، قاره آمریکا و آسیا وارد میکند و خطوط لوله میانمار، قزاقستان و روسیه نیز بخشی از نیاز این کشور را مستقل از مسیر دریایی تأمین میکنند.
این رسانه افزایش تولید داخلی، صنعت زغالسنگ و توسعه خودروهای برقی را نیز از عوامل کاهش وابستگی چین به نفت میداند. طبق گزارش، خودروهای انرژی نو در سال ۲۰۲۵ حدود یک میلیون بشکه در روز از مصرف نفت چین کاستهاند.
نویسنده میگوید چین در واکنش به بحران، بهجای رقابت برای خرید نفت گران در بازار نقدی، واردات خود را کاهش داد؛ واردات نفت خام در سهماهه دوم ۲۰۲۶ به حدود ۸.۱ میلیون بشکه در روز رسید.
از نگاه گلوبال تایمز، این ظرفیت تابآوری نتیجه برنامهریزی بلندمدت چین است و حتی به ثبات بازار جهانی انرژی کمک کرده است.



